loading...

بیست و هفت سالگی

قسمت هایی از زندگیم

بازدید : 21
سه شنبه 5 آبان 1399 زمان : 6:38

زمان دانشجویی یکی از اساتید یه کتاب جهت معرفی کردن با خودش آورد سر کلاس. ازش خواستم که کتابو
امانت بگیرم. خیلی صریح و جدی گفت: من کتاب به کسی نمیدم! من که همون لحظه از جوابش وا رفتم فکر کردم خب
یه کتابه دیگه چرا نباید بده؛ تا اینکه خودم به یکی دو نفری کتاب امانت دادم و وقتی بعد از مدت خیلی طولانی
بهم برگردونن و با انواع لک غذا و کاغذ‌های تا خورده و مچاله و ... روبرو شدم گفتم درود بر تو استاد
کار درستی میکنی به کسی کتاب نمیدی.
کسی که کتاب میخونه (هرچند محدود) مطمئناً کتاباش خیلی براش ارزشمندن. شاید شاید شاید اونی که
کتاب امانت میگیره متوجه این ارزش نباشه و سهوی کتاب سالمو ترکیده برگردونه.
حتی خودمم چند سالی میشه کتاب امانت نگرفتم. با اینکه خیلی مراقبم اما ممکنه یه اتفاقی بیوفته و کتاب خراب بشه
و اونوقت میدونم صاحبش چقدر ممکنه ناراحت بشه.
غیر از تر و تمیزی کتاب یه چیزی که بهش فکر میکنم ( دلیلی که استاد بهم کتاب نداد) اینه که اگه یه نفر اون کتاب
براش مهم باشه و واقعا طالبش باشه و بتونه خرید کنه چرا از کسی امانت میگیره.
شاید عجیب یا حتی خودخواهانه به نظر بیاد ولی وقتی حس میکنم کسی که ازم کتاب میخواد اونقدرا طالبش نیست
و صرفاً بخواد یه چیزی بخونه و ورق بزنه حس خوبی بهم دست نمیده.

+ کتابای درسی شامل این موضوع نمیشه
+ کتاب به کسی امانت میدید؟ نمیدید؟ یا اصلا خودتون امانت میگیرید؟
+ مثل اینکه کتاب خیلی خط قرمزه

+ یکشنبه ۱۳۹۹/۰۸/۰۴| 20:3|خانومِ لبخند :)| |
مهمترین خدمات شرکت بادران لایف در زمینه تخفیف محصولات در ایران
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :